تبليغاتX
روزمره هاي زندگي من - وسواس

روزمره هاي زندگي من

امروز کمی بهتر بود از صبح به جای اینکه تو اینترنت بچرخم یک پارت از سی دی دکتر هلاکویی رو گوش دادم و کمی لغتهای زبانم رو خوندم. و کمی هم کارهای شرکت رو انجام دادم. اما هنوز از برنامه زبان خوندنم عقبم و بعد از اینکه اینجا رو نوشتم باید زبان بخونم.

از اون شرکت خارجی هم خبری نشد.

 لوله آب خونمون ترکیده و باعث شده که سقف همسایه پایینی چکه کنه. همسرجان هم درگیر اون کارهاست.خیلی اعصابم داغون شده چون همین دیشب خونه رو مثل دسته گل تمیز کردم.

ولی چه اهمیتی داره مهم اینه که این مشکل زودتر حل بشه و بعد دوباره خونه رو مرتب کنم.

و یخرده کلافه ام از اینکه کارگر تو خونه است و من نیستم و ممکنه خونه رو بهم بریزند باید بشینم و درست فکر کنم و مشکل وسواسم رو حل کنم. حالا مثلا کارگر تو تمام ظرفهای خونه غذا بخوره و یا همه جا بشینه و بریزه باعث مرگ و بیماری من که نمی شه. پس این احساس دائمی که از همه چی چندشم میشه چیه!!!

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 14:1  توسط تمشک  |